سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
18
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
است . « زيد » گفت : دختر برادر من است . براى داورى نزد رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله رفتند و نظرشان اين بود تا روشن كنند كه دختر حمزه ، به كدام يك از آنها ، نزديكتر است . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله جنبهء خاله بودن را با اهميتتر دانست و فرمود : خاله به منزله مادر است و به على عليه السّلام فرمود : منزلت تو نسبت به من ، برابر با منزلت هارون نسبت به موسى است ؛ تو از منى و من از تو ! به « جعفر » ، فرمود : از لحاظ اخلاق و آفرينش ، شباهت به من دارى و به « زيد » فرمود : تو برادر و مولاى ( آزاده شده ) ما مىباشى . [ همان كتاب ص 32 ] به سند خود ، از « عبد الله بن ابى نجيح » روايت كرده است كه يكى از روزها ، « معاوية » در حضور جمعى ، از جمله « سعد بن ابى وقّاص » از حضرت على عليه السّلام نكوهش كرد . « سعد » گفت : على از سه خصلت ويژهاى برخوردار است كه من آن سه خصلت را بهتر از همهء چيزهائى مىدانم كه آفتاب بر آنها مىتابد ! 1 - چه بسيار دوست مىداشتم رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله آنچه را كه در هنگام منصرف ساختن او ( على عليه السّلام ) از شركت در جنگ تبوك به وى فرمود ، در حق من مىفرمود و آن ، حديث منزلت است كه در برابر احساس ناراحتى على عليه السّلام خطاب به وى فرمود : « اما ترضى ان تكون منّى بمنزلة هارون من موسى الَّا أنّه لا نبىّ بعدى » ؛ آيا خرسند نيستى از اينكه نسبت تو به من ، نسبت هارون به موسى باشد ؛ جز اينكه پس از من پيغمبرى نيست . آرى ، اين گونه منزلت از لحاظ من ، ارزندهتر از هر چيزى است كه خورشيد بر آن مىتابد ! 2 - رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در كارزار خيبر فرمود : « لاعطينّ الرّاية رجلا يحبّ الله و رسوله يفتح اللَّه على يديه ليس بفرّار » ؛ فردا پرچم اسلام را به مردى مىدهم كه خدا و رسول را دوست مىدارد و خداى تعالى پيروزى را به دست او ، برقرار مىدارد و او كسى است كه هيچگاه از دشمن نمىگريزد . و اين همان ويژگى